خرید بک لینک
دزدیدن عروس در میان اجتماعات رومی roma (در سراسر جهان) انجام میشود.وقتی به نوع آشنایی در اغلب وصلتها مینگریم، متوجه میشویم بیشتر آنها حاصل یک نگاه در میان جمعیت و آشنایی از طریق نگاه بوده است. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

۱۵فرزند و ۳۳ نوه یک خانواده برزیلی، براساس یک سنت و در واقع تصمیم عجیب مادر خانواده، نام پدر خود را در اسم کوچک خود به یدک می کشند. داستان از این قرار است که مادر خانواده پس از اطلاع از اولین بارداادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

عشق از دید حاج اقا:استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدین؟ (جمله ی عاشقانه:خداوند همه رو به راه راست هدایت کند انشاااله) عشق از دید یک ریاضیدان:عشق یعنی دوست داشتن بی شمار بدون فرمولادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

جودی !!کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

فرانسه : پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم! دختر: با کمال میل موسیو! ایتالیا : پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

دیان والر و رندی کجارلند جشن عروسی خود را در قبرستان برگزار کردند چون دوست داشتند همه اعضای خانواده و دوستان ، حتی آنهایی که دیگر زنده نیستند، در جشن ازدواجشان حضور داشته باشند. تعداد مهماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

> خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟ > ۱-ماهیتابه را میزارن رو گاز > ۲- توی ماهیتابه روغن میریزن > ۳- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن > ۴- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن >ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

این مطلب فقط جنبه شوخی و طنز دارد پس لطفا ناراحت نشوید... * هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری. کافیه فقط یه «بله» کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه. * هیچ موجود دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

تا حالا پیش خودتان تصور کرده اید که اگر روزی زن شما ، در محل کارتان ، رئیس شما بشود ، چه عواقبی خواهد داشت ؟ اگر مایلید تا گوشه ای از عواقب شوم این وضعیت را دریابید ، این مطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

1. سالگرد گرفتن برای هر چیز کوچکی چرا خانمها هر اتفاق کوچکی در زندگی را به بهانه ای برای گرفتن هدیه تبدیل میکنند. ما آقایان بعد از یک روز کاری عادی و کاملا خسته با تصور فقط یک شام ساده به منزل مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1398 ساعت: 20:46

با سلام.به دنیای نیلوبلاگ و وبلاگ جدید خود خوش آمدید.هم اکنون میتوانید از امکانات شگفت انگیز نیلوبلاگ استفاده نمایید و مطالب خود را ارسال نمایید.شما میتوانید قالب و محیط وبلاگ خود را از مدیریت وبلاگ تغییر دهید.با فعالیت در نیلوبلاگ هر روز منتظر مسابقات مختلف و جوایز ویژه باشید. در صورت نیاز به راهنمایی و پشتیبانی از قسمت مدیریت با ما در ارتباط باشید.برای حفظ زیبابی وبلاگ خود میتوانید این پیامادامه مطلب

برچسب: وبلاگ,امدید, نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 1:16

چه شوقي داشتم براي امروزت گلبرگ لطيفم .براي آغازِ راه تو ، راهِ تحصيل ! امروز اولين روز پيش دبستاني ات بود .امروز دوباره چشم هايم تٓر شد از شوق بالندگي ات .دوباره دلم لرزيد !لباست را تن كردي و من تنت را غرق در بوسه كردم ، به تنم چسباندمت و مشامم را سيراب كردم از عطر خوش تنت ! چقدر كوچكي تو هنوز دخترم .هر بار كه نگاه به قد و بالايت ميكنم هزار بار قربان صدقه ات ميروم ؛الهي مادر فداي قد و بالايت ، فدادامه مطلب

برچسب: دبستاني, نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 1:16

امروز عجب روزي بود !روزِ جشن براي آغاز پيش دبستاني . امروز تو با لباس فرم درست به مثلِ فرشته ها شده بودي ، كنار دوستانت نشستي ...برنامه شروع شد ؛موسيقي و شعر و نمايش !و تو خنديدي و دست زدي ... خنديدي و بدون اينكه بداني در تمام آن مدت چه بر من گذشت !وقتي نگاهت ميكردم ، بدون اينكه بخواهم اشك از چشمانم جاري ميشد !وقتي شعر بابا و مامان را خوانديد ديگر اشك هايم بند نيامدند ...قلبم ميخواست از سينه ام بيادامه مطلب

برچسب: آغاز,دبستاني, نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 1:16

اين روزها با نقاشي هايت همه را حيران ميكني لطيفِ دوست داشتني ام .انقدر زيبا ميكشي ، انقدر كه باوركردني نيست . سوژه هايت ديدني ست ؛ خورشيد ميكشي ، تابنده تر از خورشيدِ حقيقي !گل ميكشي و عطرشان روي دفترت هست هميشه !برگِ درخت هايت بوي تازگي دارد !خانواده ي كوچكمان را رسم ميكني و عشق سرريز ميشود از ورقِ دفترت .پدر را ميكِشي ، مادرت را ، خودِ مهربانت و كوچك بانوي مان را .و انگار كه هر كدامِ ما هستيم كهادامه مطلب

برچسب: نقاشي, نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 1:16

اين روزها مدام از فاطمه حرف ميزني ، دوست خيالي ات را مي گويم !
فاطمه ي نديده و نشناخته ، انگار كه براي تو الگوست .
كارهاي نيكش را برايم تعريف ميكني ، و تحسينش ميكني .
كارهاي ناشايست اش را هم !
تعريف ميكني و برايش تاسف ميخوري .
دقيقه ها صرف حرف زدن با دوستت ميكني .

اين روزها فاطمه الگوي توست و من هنوز نميدانم چرا فاطمه ؟!

چقدر ساده اي دخترم ، چقدر پاك و بي غل و غش !
اين روزهايت را عاشقم !
كودكي كن ...

برچسب: فاطمه, نویسنده: کامیار محمدی تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 1:16

صفحه بندی